پوریا پور سرخ-صدف
پوریا جون
درگذشت مادرش به همراه مباشرش آمیتا(مهران غفوریان)به ایران بر می گردد تا طبق وصیت نامه ارثیه اش را از دایی اش (فتحعلی اویسی)تحویل بگیرد.... بازیگران : پوریاپورسرخ.افسانه پاکرو.مهران غفوریان.علی صادقی.سیدمحمدرضاوزیری.فلور نظری مهران رجبی.آیدا قهرمان.یوسف صیادی.حسین رفیعی.احمدپورمخبر.محسن قاضی مرادی سیدمحمدعلی وزیری.سیدعلی موسوی و فتحعلی اویسی فیلمنامه : قربان محمدپور کارگردان : آرش معیریان تهیه کننده : سیدمحسن وزیری خبرگزاري فارس: محمدرضا رحماني كارگردان «دلخون» گفت: در طرح اوليه كه نوشتم قرار بود «دلخون» فيلمي كمدي باشد اما وقتي وارد مرحله تحقيق شدم احساس كردم موضوع بسيار جدي است و به سوي درام سوق داده شدم. سپس عوامل فيلم «دلخون»به پرسشهاي متعدد مهمانان و منتقدان پاسخ دادند و مراسم رأس ساعت 21 به پايان رسيد.
اسماعیلی گفت: با پایان تدوین وصداگذاری، آخرین مراحل فنی فیلم سینمایی "خاطره" پشت سرگذاشته شد و طی چند روز اخیر ساخت تیتراژ به پایان رسید و فیلم آماده ارائه به وزارت ارشاد برای دریافت پروانه نمایش است.
فیلم سینمایی "خاطره" درباره کودک آزاری واثرات مخرب آن برجامعه و کودکان است و احتمالا در جشنواره فیلم کودک همدان روی پرده می رود.
مهناز افشار، پژمان بازغی، حبیب اسماعیلی، لادن طباطبایی، شبنم قلیخانی، سعید تهرانی، شمسی فضلالهی، داریوش اسدزاده، ملیکا ناظری، حامد زیاران و علیرضا شجاعی و باحضور پوریاپورسرخ بازیگران این فیلم هستند.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: علیرضا زریندست، مشاور کارگردان: تهمینه میلانی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، طراح گریم: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: ملودی اسماعیلی، تدوین: بهرام دهقانی و رضا شیروانی، موسیقی: ناصر چشمآذر، جلوههای ویژه: عباس شوقی. صداگذار: اسحاق خانزادی.
روزی روزگاری در ایران زمین پادشاهی زندگی می کرد که دختری به
نامه هانیا داشت.هانیا در تیراندازی همتا نداشت.روزی هانیابرای
تیراندازی به صحرا رفت در انجا با مردی اشنا شد که او اهل چین بود
و برای شکار به همه جای جهان سفر کرده بود و ان موقع در ایران
بود و در ایران زمین با هانیا اشنا شد وبا او ازدواج کرد و او را به
چین برد.هنگامی که ان دو بچه دار شدند همسر هانیا روزی فرزندش
را به دشت و صحرا برد و ان بچه را به هوا پرتاب کرد سر او به
سقف اسمان خورد و او برای اینکه هانیا از مرگ فرزندش با خبر
نشود جسد فرزندش را خورد و بعد از خوردن جسد ان کودک بیماری گرفت که هر
بچه ای که هانیا به دنیا می اورد می خورد.روزی هانیا او را هنگام خوردن
فرزندش دید و ان بچه را از دست او کشید و او تمام ایران زمین را به
اتش کشید که ان کودک را از دست هانیا بگیرد ناگهان در اسمان باز
شد و هانیا و فرزندش را با خود برد و ان دو پیش خدا زندگی می
کردند.روزی هانیا به فرزندش گفت تو باید از اسمان به زمین بروی
ولی او قبول نکرد و به هانیا گفت از رفتن به زمین می ترسد ولی
هانیا به او گفت که همیشه مواظب او هست و انگشتش را روی لب او
گذاشت وبه او گفت من همیشه مراقب تو هستم واو به زمین امد حال
ان فرشته ای که همیشه مراقب ما هست فرشته هانیا است که جای
انگشتش بر روی لب بالای ما وجود دارد.پوریا جون امیدوارم که
همیشه فرشته ی مهربون هانیا مراقبت باشه به خصوص در روز
تولدت که می خواد بهت بگه تولدت مبارک عزیزم.منم تولدت رو بهت
تبریک می گم و بهت میگم دوستت دارم عزیزم.امیدوارم از داستان
هانیا خوشت اومده باشه.
رحماني: «دلخون» قرار بود فيلم كمدي باشد 
بنابراين گزارش بعد از نمايش فيلم «دلخون» كه با استقبال نسبتا خوبي از سوي منتقدان رو به رو شده بود، نشست نقد و بررسي فيلم با حضور محمدرضا رحماني كارگردان، مسعود اطيابي،تهيه كننده، عليرضا محمودي ايرانمهر، نويسنده فيلمنامه «دلخون»و «عليعلايي»، منتقد و مجري آغاز شد.
بنابراين گزارش، در ابتداي نشست از«محمدرضارحماني» در مورد چگونگي شكل گرفتن فيلمنامه «دلخون» پرسيده شد؟ كه وي در جواب گفت: اين قصه برميگردد به 4 سال پيش كه اعدام «بيجه» مطرح بود و اين قضيه ذهنم را قلقلك ميداد. آمار سالهاي اخير نشان ميدهد اكثر كساني كه قصاص ميشوند، قشر جواناند و من به عنوان يك كارگردان سعي كردم اين را در فيلمنامه بگنجانم، در طرح اوليه كه نوشتم قرار بود «دلخون» فيلمي كمدي باشد اما وقتي وارد مرحله تحقيق شدم احساس كردم، موضوع بسيار جدي است و به سوي درام سوق داده شدم.
داستانكهاي كوتاه را به حوزههنري ارائه دادم و بعد اين طرح بسط پيدا كرد و در چندين مرحله بازنويسي شد تا به اين نسخه اصلي رسيديم.
سپس از «عليرضا محمودي ايرانمهر» در مورد نحوه ورود به قصه «دلخون» سئوال شد كه وي در پاسخ گفت: من در كل قصهنويس هستم و خيلي بهندرت بهكار نگارش فيلمنامه ميپردازم. اما وقتي كه از سوي «محمدرضا رحماني» پيشنهاد همكاري من با اين پروژه مطرح شد، چندين هفته روي موضوع كار كرديم و به تدريج به فيلمنامه نهايي «دلخون» رسيديم.
وي در ادامه گفت: چند نكته جالب مثل مسئله تضاد، انتخاب و تراژدي به معني ترسيم جهان خوب و بد، در اين فيلمنامه وجود دارد. البته فيلمنامه مشكلاتي هم دارد. در كل ريتم كار افتاده است و سرانجام شخصيتها شكل نميگيرد. زمان فيلمنامه طولاني است و داستانكهاي فرعي آن خوب در نيامدهاند اما ساختار «دلخون» قوي است. ما در مجموع تمام تلاش و انرژي خودمان را گذاشتيم.
به گزارش فارس در ادامه نشست، از «مسعود اطيابي» در مورد دغدغههايش در «دلخون» سوال شد كه وي در پاسخ گفت: من در فيلمنامه «دلخون» مشاركت داشتم و خيلي دوست داشتم خودم اين اثر را بسازم. قصه «دلخون» و بحث قصاص برايم جذابيت داشت.
وي گفت: در انتهاي داستان، ما «عماد»را دوست داريم اما او بايد قصاص شود. براي همين بحثهاي زيادي داشتيم و به اين نكته رسيديم و فكر ميكنم حاصل كار خوب از آب درآمده است.
سپس از «محمدرضا رحماني» در مورد استفاده دائم از نماهاي فلو و فوكوس سوال شد كه وي در پاسخ گفت: ما با دو لنز كار كرديم و متأسفانه يك لنزمان خراب شد. من بنابر عقايدم پلانها را به ترتيب ميگرفتم و در لابراتوار و مونتاژ، فيلم كيفيت پاييني داشت و «مستانه مهاجر» بارها به من اين مسئله را گوش زد كرد اما اين تجربه شد تا در كارهاي بعدي بهتر كار كنم.
سپس از «محمودي ايرانمهر» در مورد شخصيت «حميدرضا» و ديدگاهش سوال شد كه وي در پاسخ گفت: به نظر من اين پاشنه آشيل فيلمنامه بود و «حميدرضا» يك بعد ديگر شخصيت «عماد» است و روي مسئله تولد فرزندش تكيه كرده است اما اين شخصيت خيلي پرورش نيافته است. به عنوان يك آدم مذهبي ديدگاههايش روشن است و اين نقش تا همين حد پذيرفتني است. بهخيليها اين نقش پيشنهاد شد اما «پوريا پورسرخ» آن را پذيرفت و رياكشنهاي خوبي داشت.
در ادامه «محمدرضا رحماني» گفت: در مجموع دوست داشتم شخصيت «عماد» داراي برجستگي باشد و به واسطه اين شخصيت ديگران تكامل پيدا كنند و از اين بابت، انرژي «حامد بهداد» در طول كار بينظير بود و ديگر بازيگران هم تمام تلاششان را انجام دادند.
| Design By : Night Skin |


